تبليغاتX
مرهم

مرهم

You are salve me

شادی و غم را با تو شناختم ، شادی را در باتوبودن و غم را در بی تو بودن.

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست لحظه های دیدار با همه زیبای گاه پر از دلتنگی است.

میگن فاصله ها سردی میاره! نمیدونم چرا فاصله بین من و تو دلتنگی میاره!

به خاطر خاطره هایت خاطرت در خاطره انگیزترین خاطره هاست.

شنیدی که میگن خیلی دور خیلی نزدیک؟؟؟

اولیش خودمونیم ، دومیش دلامونه

برای نبودنت گلایه نمی کنم چون تا نبودت نباشه لذت بودنت احساس نمی شه.

تقدیم به او که به رسم جاده ها دور است اما به رسم دل با او هیچ فاصله ای نیست.

در انتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهاییت با خود بگویی : از دل برود هر آنکه از دیده برفت.

خاطرمان باشد که یادهم باشیم شاید سالها بعد در گذر جاده ها از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.

آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد ، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود.

ای صمیمی ! ای دوست! اگاه و بیگاه لب پنجره ی خاطرم می آیی. ای قدیمی! ای خوب! تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم.

عادتم داده خیال تو که یادت باشم ، یاد من هم نکنی ، باز به یادت باشم.

سلامت بگویم که در خاطری ، گر از چشم دوری به دل حاضری!

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست / از یاد بردن دوست هرگز مرام ما نیست

تنهایی آدم ها به عمق دریاست ولی پرکردنش با یک لیوان محبت ممکنه.

دورم ز تو ای خسته ی خوبان چه نویسم ، من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم ، ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد ، با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم.

.

شبی از سوز دل گفتم قلم را ، بیا بنویس غم های دلم را ، گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این همه غم را

نزدیک ترین رفیق به تو کسیه که از دورترین فاصله ها به یادت باشه.

دلتنگی بد نیست یادگار است از آنها که دوستشان داریم  و دورند.

ما سوخته دلان ساکن کوی غمو دردیم در رفاقت شکست خورده ولی توبه نکردیم.

در دیاری که رفیقان همه دل می شکنند ، به تو نازم که بلور غم دل میشکنی

ز هجران تو پرپر می زند دل ، ز دل تنگی به هر در می زند دل ، چو بلبل در فراق رویت ای گل ، به دیوار قفس سرمیزند دل

+نوشته شده در یکشنبه 1390/04/19ساعت17توسط salve | |

همه راه ها را برای رسیدن به تو پیمودم

همه اشکهایم را در دوری از تو ریختم

همه آه ها ی سوزان از سینه من کشیده شد

همه دردها از نبودن تو دامنگیرم شد

همه فریادهایم را در زیر سقف آسمان کشیدم

چرا که

دلم از مهر تو پر است

 اما چشمم از نگاه تو خالی  

قلبم از عشق تو پر است

اما دستم از دست تو خالی

وجودم از وجود تو پر است

اما  خانه ام از حضور تو خالی

تنهاترینم  

شب و روز نگاهم به در است

که شاید روزی بیایی

همه غرورم را به پای تو می ریزم

همه عشقم را فدای تو می کنم

با این که می دانم  که دیگرنمی آیی

شاید لایق عشق تو نبودم نازنینم

ولی عاشق تو بودم بهترینم

در آن صبح سرد و بی روح

پس از آن شب تلخ و مجروح

دل شکسته ام را از خود راندی

نگاه ناآشنایت را از من برگرفتی

چه ساده گفتی برو

و چه آرام و بی صدا شکستم و رفتم

و تو صدای شکستن ساقه زندگی ام را نشنیدی

و تو صدای گریه دلم را نشنیدی

قلب خونینم را ندیدی

دردم را احساس نکردی

تو که مهربانترینم بودی

تو که نازنینم بودی

آن شب که به تو رسیدم به یاد داری؟

از شادی به خاک خدا بوسه زدم

به سجده نشستم

گریه شادی سر دادم

یادته؟

ببین امروز به سوک دل نشسته ام

ببین امروز به درد و غم شکسته ام

هنوز شبانگاهان در خلوت دل با تو سخن می گویم

هنوز خیال نازنینت را به آغوش می کشم

هنوز یاد لبهای آتشینت را بر لب می سایم

تو پیمان شکستی و رفتی

و به من چگونه شکستن را اموختی

نازنینم من  شکستن را با تو آموختم

نمی دانم برایت چه بخواهم

ولی می دانم که برایت چه نخواهم

نمی خواهم لرزش  اشک را در چشمانت ببینم

اشک سهم من است

نمی خواهم که درد را در وجودت ببینم

درد همراه  من است

نمی خواهم  دل تنهایت را بینم

تنهایی یار من است

نمی خواهم دل دریائی ات را غمگین ببینم

دل من غمخانۀ غمهاست عزیزم

مرا از خود راندی گله ای نبود

که تا بود بخت با ما یار نبود

+نوشته شده در سه شنبه 1390/03/31ساعت22توسط salve | |

If you are mad at me

You might

   Just as well give me

All my kisses back.



خداحافظی،گریه در یک غروب  

خداحافظی،رنگ دشت جنون  

خداحافظی،غم تو یه کوله بار  

خداحافظی،ناله قطار

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

کاش می شد اشک را تهدید کرد

لذت یک بوسه را تمدید کرد

کاش می شد در میان لحظه ها

لحظه ی دیدار را نزدیک کرد


 

سخت است هنگام وداع

 

آنگاه که در میابی

 

چشمانی که در حال عبور است

 

پاره ای از وجود تو را

نیز

 

با خود خواهد برد

 

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

gam 

 

نشونی ازت ندارم اما دنبالت میگردم

بغض وجودمو گرفته باورم کن پر دردم

حالا دیگه گله خشکت هست و تنها یادگاریم

منتظر به راهت میمونم تا تو برگردی دوباره

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

                       یه روز دیگه پیشم بمون...

 

هر جا بری، هر چی بشه                  بدون که دل نمیکنم

هرکی سر راهت اومد                     بدون که عاشقت منم

هرچی بگی همون میشم               هرچی بخوای بهت میدم

هرجا بگی باهات میام                 جواب قلبتو میدم....

اما بدون بدونه تو                       روز و شبم نمی گذره

اگه که پیشم نباشی                    دیگه خوابم نمی بره

اما هنوز تو خاطرم                       یاد تو میمونه بدرود

این دفعه هم طاقت بیار              یه روز دیگه پیشم بمون

حالا که میری از پیشم                  فقط بدون دوست دارم

بیا که دل تنگت میشم               سر روی شونت بزارم

هر جا باشی بدون که من             چشمام هنوز به راهته

چه جوریه که واسه تو                  جدایی خیلی راحته

اگه بری نمی تونم                      یه لحظه همراهت باشم

داری میری فقط بگو                    تا کی چشم به راحت باش

                                                

حالا که میری از پیشم                 فقط اینو یادت باشه

گر چه دلم سیر ازت                    خدا نگهدارت باشه

 

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم

دل رو اونجا گذاشتم بریدم گذشتم

دو تا قطره اشک رو شیشه حیرون

یکی مال من یکی مال بارون



+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

گفتمش:دل میخری؟!پرسید چند؟!

    گفتمش:دل مال تو،تنها بخند

خنده کردو دل زدستانم ربود تابه خودباز

                آمدم او رفته بود

      دل زدستش روی خاک افتاده بود

       جای پایش روی دل جا مانده بود...

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

غریبان را دگر در دل نوا نیست

دل بی خانمان را آشیان نیست

دگر از وصل و هجرانم میپرسید

که درد بی امانم را دوا نیست

کنون مردم بگویندم به هر دم

که بیچاره به جز مرگش چاره نیست

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

پریشان خاطر وافسرده حالم

مرا تنها رها کردن روا نیست

شدم بی یارو یاور ای رفیقان

 که در مانش به جز دست خدا نیست

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

                     دیدی رفتی

 

 

دیدی دنیا غریبه                   می گفتی باور ندارم

گفتی تا آخر دنیا                  محاله تنهات بزارم

یه دلم مونده ویک درد          که برام میمونه یادگاری

آخه تو قول دادی هرگز         که منو تنها نزاری

ای عزیزم ،نازنینم               بی خبر گذاشتی رفتی

گفتی تا ابد باهات مینونم        درگوشه من میگفتی

که بدون تو میمیرم…….      

گفتی تا آخردنیا دستاتو          تو دست میگیرم

حالا کو…دستای گرمت        دیگه نیست عطر وجودت

از اون مشت خاکی              که شکسته تاروپودت

خاطره هام زنده میشن          وقتی که بارون میباره

زیر بارون میشینم               شاید برگردی پیشم دوباره

چشماتو باز کنو ببین            که روزگار بهت وفا نداشت

بین این همه دقایق                واست فقط مرگو گذاشت

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت22توسط salve | |

چند روز نگاه سردت دیگه باورم نداره

چند روزه دستای سردت دستامو تنها میزاره

چند روزه تفلکی چشمام روزو شب واست میباره

عاشقت شبا به یادت چشماشو رو هم میزاره

I LOVE YOU

 

 

+نوشته شده در جمعه 1389/11/08ساعت0توسط salve | |